على بن حسين واعظ كاشفى

مقدمه مصحح 18

رشحات عين الحيات ( فارسي )

نيز شهر هرات مركزيت علمى و سياسى و اقتصادى خود را حفظ كرد و با اينكه پايتخت سلطان ابو سعيد نيز شهر سمرقند بود ولى پس از تصرف خراسان به هرات انتقال يافت و بعد از او در زمان سلطنت 37 ساله سلطان حسين ميرزا بايقرا ، نه تنها در رونق و عظمت و جلال مادى و معنوى شهر هرات نقصانى حاصل نشد بلكه به‌واسطه علم دوستى و دانش‌پرورى او و وزير دانشمند او امير على نوائى از هر جهت بر اعتبار و اهميت آن افزوده گشت و همه اين پادشاهان و شاهزادگان با ايجاد مدارس و مساجد و خانقاه‌ها و رباطها و باشيدن‌گاه‌ها و دارالشفاها و كتابخانه‌ها براى استفاده خواص و عوام و نيز كاخها و قصور و باغهاى زيبا و دلگشا در دار السلطنه و قبة الاسلام هرات يادگارى از خود گذاشته‌اند كه ذكر همه آنها از حوصله اين مقدمه خارج است . 7 - فوت شاهرخ : شاهرخ هنگام مراجعت از سفر جنگى اصفهان در رى مريض و قرين بستر شد و در ذىحجه سال 850 بعد از پنجاه سال حكومت و سلطنت در سن هفتاد و دو سالگى درگذشت و با مرگ شاهرخ دوران مجد و عظمت و فر و شكوه دوره تيمورى پايان يافت ، حدود امپراطورى شاهرخ ميرزا كه تقريبا شامل تمام متصرفات امير تيمور گوركانى بود در اواخر قرن نهم قلمرو حكومت اين خانواده بنواحى خراسان و قسمتى از ماوراءالنّهر محدود شد تا سرانجام در طليعه قرن دهم خوانين اوزبك و سلاطين صفويه اين بساط محدود را هم درهم پيچيدند . چنان كه در آغاز مقدمه گفته شد چون موضوع كتاب ما ( رشحات عين الحيات ) شرح حال و تاريخ زندگانى جمعى از بزرگان مشايخ سلسله نقشبنديه به‌ويژه خواجه ناصر الدين عبيد اللّه احرار است كه بقول مؤلف كتاب مقصود اصلى